کاربر گرامی ســلام : برای شادی روح جوان ،سفر کرده (نعمت رحیــــم زاده) صلواتی عنایت بفرماtext describing the image ریبــــــــــــــوار

 

 

 

از غم جورزمان خسته دلانیم همه       در گذرگاه جهان رهـگذرانیم همه

 

میرود قافله عمرشتابان شب و روز        پی این قافله ما نیزروانیم هم

 

 

ریبوار کلمه ای کردی است به معنی عابرورهگذر.انتخاب این نام  برای این وبلاگ به این خاطر ا ست  که ما همگی عابران ورهگذران این دنیا هستیم ,روزی آمده ایم وروزی هم باید برویم.  بسان رهگذری که دمی برای تازه نمودن نفسی بر سایه سار درختی تکیه می زند, ویا برای نوشیدن جرعه ای آب از چشمۀ زلالی اندکی مینشیند, وبعد بناچار باید راهش را ادامه دهد. آری باید از دنیا گذشت وتنها چیزی که می ماند کارهای نیک ما واحیاناً خاطره ايست که به سرعت باد می رود ومیگذرد.ما، مانند دانه برفي هستیم که فقط يک بار ،‌از بالا ،‌از ميان هزاران دانه برف آرام فرود مي آيیم و در انبوه سپيدي برف پوش زمين جايي مي نشينم و گم مي شویم .

 


موضوعات مرتبط: دل نوشتـــــه های من ، ،
برچسب‌ها:

تاريخ : چهار شنبه 31 فروردين 1398برچسب:چــــــــــــرا ریبـــــــــوار؟,ریبوار,ریبوار یعنی,, | 9:37 | نویسنده : نبی رحیم زاده |

دلم می خواهد که بنویسم
 بنویسم برای قلبی که شکست...
ودستی که دیگرتوان نوشتن ندارد...
و ذهنی که دیگر یارای فکر کردن نداشت...
بنویسم
ازسرابی که همه هستی ام را به یغما برد...
و از طوفانی که خانه آرزوهایم راویران ساخت...
خانه ای که خراب شد کاخ آرزوهایم بود...
بنویسم
ازبغض..
ازسکوت..
ازهرآنچه باید بشکند..
و شکسته شد .....
و هنر هیچ بند زنی آن را بند نزد....
بنویسم
از دردهای التیام نیافته...
ازبغض های بی صداشکسته...
از خفقان در گلو مانده .....
بنویسم
ازتنهایی...
از خودم بنویسم

ولی افسوس که نه قلم یاری می کند

نه ذهنم به یاد می آورد

نه انگشتانم یارای رقصاندن قلم


موضوعات مرتبط: نکتــــــــه ها وپنــــــــــــدها ، روایات وداستـــــــان ها ، ،
برچسب‌ها:

تاريخ : پنج شنبه 4 خرداد 1396برچسب:دلم می خواهد که بنویسم, | 12:21 | نویسنده : نبی رحیم زاده |

در فصل بهاران زمزمه ی جویباران در دل گشت و صحرا طنین انداز گشته و با عبور خود فرشی

از سبزه و چمن در پهنای زمین می گستراند و لبخند شکوفه ها  بر روی درختان نمایان می گردد

و آوای بلبل حزین از گوشه و کنار باغ به گوش میرسد .

به دنبالش گرمای تابستان دلهای سرد و افسرده را گرم کرده و با شعله های  عشق حقیقی

آشنا می سازد اما فریاد از آن روزی که باد سرد پاییزی وزیدن گرفته و در غروبی سرخ و خونین

با خورشید طعم وداعی تلخ را می چشیم و ابر های رنگ پریده را میبینم که در آخرین لحظاتی

که خورشید پرتوهای زرینش را به موجودات می تاباند اطراف او حلقه زده تا شاید مقداری از آن

مهر و عطوفت را و گرمی را از آن خود گردانند
                                                                                    

و هنگامیکه عروس فصلها چادر سفید و نقره فام خود را بر روی زمین پهن کرده تا جذابیت خود را

عرضه نماید و بر دیگر فصلهافخر بفروشدکه آری!پاک ترین و صمیمی ترین عشقها در من است

زیرا سپیدی نشانه ی پاکی و عشق حقیقی می باشد.

من و تو باید از این چهار عروس جواهرپوش یکی را انتخاب کرده و تا ابد همچون او باشیم. ولی آیا

به حقیقت کدامین بهتر است؟! 

بهارسبزکه شادابی و طراوت را می آورد؟ یا تابستان که گرما و صمیمیت را؟ و پاییز که تلخی و

شیرینی  وداع و سلام را می آموزد؟ یازمستان را که پاکی و صداقت را نوید می دهد؟!!!


موضوعات مرتبط: نکتــــــــه ها وپنــــــــــــدها ، نگاه هــــا ونظـــــرها(برگزیده هـــا) ، ،
برچسب‌ها:

تاريخ : سه شنبه 5 ارديبهشت 1396برچسب:کدامین فصل؟, | 13:9 | نویسنده : نبی رحیم زاده |
تصویر مرتبط
 

در سکوت هم آوازم شدی و در غربت یکه ترین تکيه گاهم
در منجلاب تنهایی تنهایم مگذاشتی
و در غروب غم گرفته ی لحظه هایم
طلوعی تازه به ارمغانم آوردی
عاشقانه هایم از تو و برای توست
خدای مهربانم!
امروز مثل همیشه محتاج توام....


موضوعات مرتبط: نکتــــــــه ها وپنــــــــــــدها ، نگاه هــــا ونظـــــرها(برگزیده هـــا) ، ،
برچسب‌ها:

تاريخ : چهار شنبه 16 فروردين 1396برچسب:خدای مهربانم, | 19:26 | نویسنده : نبی رحیم زاده |

در گذر ایام ،روزگار نبودنت را برایم دیکته می کند و نمره ی من باز می شود  

صفر هیچ وقت نبودنت را یاد نمیگیرم در فراقت سکوت میکنم آنقدر

که فراموش کنم حرف زدن را دیگر کار من از فریاد و حرف گذشته است

اکنون گوشه ای ساکت مینشینم و دیگران را با نگاه خسته ام دنبال میکنم

حتی  اشکهایم هم طعم خاک گرفته اند گمانم در دلم خاطرات تو را دفن میــکنند.

واین شعر زیبای فریدون مشیری مناسب حال من است

درون سینه ام صد آرزو مر

گل صد آرزو نشکفته پژمرد

دلم بی روی او دریای درد است

همین دریا مرا در خود فرو برد


موضوعات مرتبط: روایات وداستـــــــان ها ، نگاه هــــا ونظـــــرها(برگزیده هـــا) ، ،
برچسب‌ها:

تاريخ : شنبه 7 اسفند 1395برچسب:دریای درد, | 14:48 | نویسنده : نبی رحیم زاده |
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻠﺒﻪ ﯼ ﺩﻧﺠﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻧﻘﺸﻪ ی ﺧﻮﺩ
ﺩﻭ ﺳﻪ ﺗﺎ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﺩﺍﺭﺩ
ﮔﺎﻩ ﺑﺎ ﺧﻨﺪﻩ ﻋﺠﯿﻦ ﺍﺳﺖ ﻭ ﮔﻬﯽ ﺑﺎ ﮔﺮﯾﻪ
ﮔﺎﻩ ﺧﺸﮏ ﺍﺳﺖ ﻭ ﮔﻬﯽ ﺷﺮﺷﺮ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺩﺍﺭﺩ
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺮﺩ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺑﺴﺘﺮ ﻣﺮﮒ
ﺑﻪ ﺷﻔﺎﺑﺨﺸﯽ ﯾﮏ ﻣﻌﺠﺰﻩ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﺩ
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺣﺎﻟﺖ ﺑﺎﺭﺍﻧﯽ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺗﻮ ﺍﺳﺖ
ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﻥ ﻗﻮﺱ ﻭ ﻗﺰﺡ ﻫﺎﯼ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﺩﺍﺭد
ﺯﻧﺪﮔﯽ آﻥ ﮔﻞ ﺳﺮﺧﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻮ ﻣﯽ ﺑﻮﯾﯽ
ﯾﮏ ﺳﺮآﻏﺎﺯ ﻗﺸﻨﮕﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺩﺍﺭد


زندگی کن
ﺟﺎﻥ ﻣﻦ، ﺳﺨﺖ ﻧﮕﯿﺮ
ﺭﻭﻧﻖِ ﻋﻤﺮِ ﺟﻬﺎﻥ، ﭼﻨﺪ ﺻﺒﺎﺣﯽ ﮔﺬﺭﺍﺳﺖ
ﻗﺼﻪ ﺑﻮﺩﻥ ﻣﺎ
ﺑﺮﮔﯽ ﺍﺯ ﺩﻓﺘﺮ ﺍﻓﺴﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﺭﺍﺯ ﺑﻘﺎﺳﺖ
ﺩﻝ ﺍﮔﺮ ﻣﯽ ﺷﮑﻨﺪ، ﮔﻞ ﺍﮔﺮ ﻣﯽ ﻣﯿﺮﺩ
ﻭ ﺍﮔﺮ ﺑﺎﻍ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﻧﮓ ﺧﺰﺍﻥ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ
ﻫﻤﻪ ﻫﺸﺪﺍﺭ ﺑﻪ ﺗﻮﺳﺖ؛ ﺟﺎﻥ ﻣﻦ ﺳﺨﺖ ﻧﮕﯿﺮ
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻮﭺ ﻫﻤﯿﻦ ﭼﻠﭽﻠﻪ ﻫﺎﺳﺖ…
ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ
ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻮﺗﺎهى

موضوعات مرتبط: نکتــــــــه ها وپنــــــــــــدها ، نگاه هــــا ونظـــــرها(برگزیده هـــا) ، ،
برچسب‌ها:

تاريخ : پنج شنبه 7 بهمن 1395برچسب:زندگی, | 9:46 | نویسنده : نبی رحیم زاده |
دوستان می گویند که از غم ورنج فراقت کمتر بنویسم .اما واقعیت این است که من
جز درد
فراق تو نوشتن را بلد نیستم هرچند قلم را در برلوح سفید می چرخانم
، لیک جز دلتنگیهایم چیزی در ذهن قفل شده وکوتاهم خطور نمی کند بناچار
 این شعر زیبا را از شاعر توانمند فاضل نظری انتخاب نمودم
 
مپرس حال مرا! روزگار یارم نیست
جهنمی شده ام، هیچ کس کنارم نیست

نهال بودم و در حسرت بهار! ولی
درخت می شوم و شوق برگ و بارم نیست



به این نتیجه رسیدم که سجده کردن من
به جز مبارزه با آفریدگارم نیست

مرا ز عشق مگویید، عشق گمشده‌ای‌ست
که هر چه هست ندارم! که هر چه دارم نیست

شبی به لطف بیا بر مزار من، شاید
بـرویـَد آن گل سرخی که بر مزارم نیست...
                                                     فاضل_نظری

موضوعات مرتبط: روایات وداستـــــــان ها ، ،
برچسب‌ها:

تاريخ : یک شنبه 5 دی 1395برچسب:مپرس حال مرا! روزگار یارم نیست, | 17:24 | نویسنده : نبی رحیم زاده |

رنج زندگی مرا پر کرده است ٬ دستهای مرا از پشت بسته است ٬

قدمهای مرا زنجیر کرده است و نفسهایم نیز از میان زنجیر ها به درد عبور می کنند

تمام زندگیم را دلتنگی پر کرده است

عمیق ترین درد ها و رنجهای عالم را در رگهایم جاری کرد

پشت چشم‌هایم به خواب رفت اندوه ندیدن ونبودنت.

همه ی عمر داغ تو بر پیشانی و دلم نشسته است و مرا می سوزاند .

غم تو نمایش زندگی مرا چنان در هم پیچید

که هرگز از آن بیرون نیایم

حالا من ماندم و دلی سرشار از غم که صبوری نمی‌داند

برای خداحافظی زود بود ؛ما هنوز به سلام نرسیده بودیم..!


موضوعات مرتبط: دل نوشتـــــه های من ، روایات وداستـــــــان ها ، ،
برچسب‌ها:

تاريخ : چهار شنبه 3 آذر 1395برچسب:برای خداحافظی زود بود, | 19:14 | نویسنده : نبی رحیم زاده |

 سخت است خواستن و نتوانستن !


دویدن و نرسیدن !


به دیروز فکر کردن و به فردا نرسیدن !


به دنبال زندگی گشتن و مرگ را پیدا کردن !


خدایا...


 سخت است بغض در گلوگره خوردن و دم نزدن !


سیل اشک جاری شدن و گریه نکردن !


غم و غصه داشتن و به ناچار خندیدن


موضوعات مرتبط: نکتــــــــه ها وپنــــــــــــدها ، ،
برچسب‌ها:

تاريخ : شنبه 1 آبان 1395برچسب:سخت است, | 20:59 | نویسنده : نبی رحیم زاده |

پاییز از راه رسید فصل رنگین کمان برگ ریزان ،پاییز با ترنم مهربانی ماه مهر آمد تا نوای مهربانی را بنوازد وبوی لبخندو درس و مدرسه و شوق کودکانه را به آرمغان آورد.

 پاییز با خود شور می آورد و قاصدکها خبر بازگشایی مدارس می دهند، درختان آماده می شوند تا با شوق، برگهای رنگارنگشان را چون کاغذهای رنگی بر سر کودکانی که مشتاقانه به مدرسه می روند بریزند و سارها بر شاخه های انبوه درختان صف کشیده اند، تا آوازهای گرمشان را بدرقه کنند

نسیم، نفس های معطرش را هر صبح بر گونه های سرخابی کودکانه شان می دمد تا خواب را در سایه های کوتاه دیوار جا بگذارند و مشتاقانه تا حیاط منتظر مدرسه بدوند دیوارهای آجرنمای مدرسه را سراسر شور و شوق پر کرده است . کلاسها با آغوش باز در آستانه درها ایستاده اند تا میهمانان خود را در آغوش بکشند.

فصل پاییز نه تنها جلوه گر برگ ریزان است که شگفت ترین تصاویر هزار رنگ سبزینگی ها را قاب هستی می کند، طنین انداز زنگ مهر دانایی و توانایی، آرامشگر روان و صیقلگر ذهن، پیشگام زمستان با بیشماری قطرات بلورین باران و پولک های سپید که هیچ کدام شبیه دیگری نیست پاییز؛ رنگین کمان سبزینه خوشه های درختان و گیاهان و باد تارا جگر برگ های خزان زده، باران و بوی خاک.


موضوعات مرتبط: نگاه هــــا ونظـــــرها(برگزیده هـــا) ، مناسبتهـــــــــــــا ، ،
برچسب‌ها:

تاريخ : جمعه 2 مهر 1395برچسب:پاییز فصل رنگین کمان, | 12:28 | نویسنده : نبی رحیم زاده |

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 17 صفحه بعد

.: Weblog Themes By SlideTheme :.
<